قابل اجرا درگوشیهای نوکیا 5200 و 5300 و 5310 و 5610 و 6300 و N93 و N95 و N82 وN73 و S500 و K850و W910 و W850 و تمامی گوشیهایی که فرمت SWF را پشتیبانی میکنند.

ادامه مطلب
دوستان2
قابل اجرا درگوشیهای نوکیا 5200 و 5300 و 5310 و 5610 و 6300 و N93 و N95 و N82 وN73 و S500 و K850و W910 و W850 و تمامی گوشیهایی که فرمت SWF را پشتیبانی میکنند.



براي خريد Assassins creed Brother Hoodدر 3 دي وي دي اريجينال با پك و جعبه اصلي شكليل و زيبا با قيمت 5800 تومان روي دكمه خريد پستي زير كليك كنيد و در هركجاي ايران كه هستيد ادرس خود را وارد كنيد و اين مجموعه را دريافت كرده درب منزل سپس مبلغ را بپردازيد.

براي خريد نسخه كامل بازي FarCry 2 در 1دي وي دي اريجينال با پك و جعبه اصلي شكليل و زيبا با قيمت 3200 تومان روي دكمه خريد پستي زير كليك كنيد و در هركجاي ايران كه هستيد ادرس خود را وارد كنيد و اين مجموعه را دريافت كرده درب منزل سپس مبلغ را بپردازيد.(توجه اين نسخه نسخه كامل بازي بوده و هيچ گونه ويرايشي در دمو ها وجود ندارد و كيفيت ان بالا تر از نسخه براي دانلود است) همچنين بازي هاي ارائه شده از سوي بنياد بازي هاي رايانه اي داري مجوز ميباشند.
توماس اديسون
توماس اديسون در سال 1847 در ميلان ، Ohio متولد شد . تام در كودگي نتوانست مانند ديگر بچه ها در مدرسه موفق باشد . مادرش تصميم گرفت او را در خانه تحت تعليم قرار دهد، تعداد زيادي كتاب به او داد تا مطالعه كند . تام پسري كنجكاو بود . هميشه علاقه داشت كه بفهمد كه چيزهاي اطرافش چگونه عمل مي كنند .
دوست داشت كه بتواند كاري كند كه آنها بهتر عمل كنند . مادرش به وي اجازه داد تا لابراتواري در خانه برايش درست شود تا او بتواند آزمايشات خود را انجام دهد. در هنگام جواني تام آزمايشگاهي از خودش درست كرد جايي كه مي توانست ايده ها و نظرياتش را آزمايش كند . بسياري از چيزها را در اين آزمايشگاه اختراع داد . مي توانيد حدس بزنيد كه اختراع مورد علاقه اش چه بود؟
گرامافون يا دستگاه ضبط صوت اگر در آن زمان موسيقي گوش دهيد، يا بايد خودتان آنرا مي نواختيد و يا به كنسرتها مي رفتيد . معروفترين اختراع اديسون چراغ حبابي بود . در آن زمان، مردم از چراغ هاي نفتي وگازي براي روشن كردن خانه هايشان استفاده مي كردند.
اديسون مي دانست كه استفاده از الكتريسيته بسيار ساده تر و ارزانتر خواهد بود . مشكل اينجا بود كه كسي نمي دانست چگونه بايد اين كار را انجام دهد .
اديسون مدت زيادي بر روي ايده اش كار كرد . بسيازي چيزها را استفاده كرد كه هيچ كدام عمل نمي كردند . اما او هيچ گاه مايوس نشد و كارش را قطع نكرد ، او ادامه داد تا روزي كه توانست آنچه را مي خواست بدست آورد . امروز ، شما به سادگي مي توانيد با فشار دادن كليدي هز زمان نور وروشنايي را داشته باشيد . همچنين اديسون اولين نيروگاه برق را ايجاد كرد كه به 85 مشتري برق مي فروخت و توانايي روشن كردن 5000 لامپ را دارا بود . او در سال 1882 در نيويورك اين كار را انجام داد . اديسون همچنين دوربين متحرك را اختراع كرد . هنگامي كه شما به تماشا فيلم و يا تلويزيون مي رويد ، مي توانيد از ايده و كارهاي سختي كه انجام داده است تشكر كنيد . بسياري از ماشين هاي الكتريكي كه امروزه در خانه ها يا مدارس ديده مي شوند از ايده ها و نظريات اديسون نشات گرفته اند .
اختراع كردن بهترين چيزي بودن كه اديسون به آن علاقه داشت . او ابتدا مي انديشيد كه اشياء پيرامونش چگونه كار مي كنند، پس فكر مي كرد كه چگونه مي تواند كاري كند كه آنها بهتر عمل كنند . كه به آن الهام مي گويند . اما قسمت متشكل كار اينجا بود كه اديسون بايد ايده هايش را در عمل پياده مي كرد طوري كه آنها كار مي كنند . او انواع چيزها را استفاده مي كرد تا در نهايت دقيقا" آن چه را كه مي خواست مي توانست پيدا كند . خود او آنرا سخت كاركردن و نا اميد نشدن مي دانست او مي گفت اختراع " يك درصد الهام گرفتن و 99 درصد پشتكار و جديت است . "
منبع :www.tavanir.org
سخنان توماس اديسون- شمار گفتهها:35
توماس ادیسون
مخترع امريكايي ( 1847- 1931)
ويرايش : مريم فودازي
» توماس اديسون» در سال 1847 در شهر «ميلان»، در ايالت «اوهايو» امريكا متولد شد. تام در كودكي مانند ديگر بچه ها در مدرسه موفق نبود و مادرش تصميم گرفت او را در خانه تحت تعليم قرار دهد. از اين رو، تعداد زيادي كتاب به او داد تا مطالعه كند. تام پسري كنجكاو بود و هميشه در تلاش بود تا بفهمد چيزهاي اطرافش چگونه عمل مي كنند و دوست داشت بتواند كاري كند كه آنها بهتر عمل كنند.
تام در دوران جواني آزمايشگاهي درست كرد؛ جايي كه مي توانست ايده ها و نظرياتش را آزمايش كند. او بسياري از چيزها را در همين آزمايشگاه اختراع كرد. زمانى كه اديسون 7 ساله بود، خانواده اش به ميشيگان نقل مكان كردند. 4 سال بعد، توماس به عنوان پسر بچه فروشنده روزنامه و شيرينى در قطار بين پورت هورون و ديترويت مشغول به كار شد. اين شغل وقت چندانى از وى نمى گرفت و او مى توانست به اندازه كافى به كارهاى ديگر مشغول شود. او در سال 1862 هفته نامه خود به نام «هرالد هفتگى» را منتشر ساخت. علاوه بر اين، اديسون يك دوره كارآموزى به عنوان تلگرافيست را گذراند و طى سال هاى 1863 تا 1868 در همين رشته به كار خود ادامه داد.
اديسون نخستين اختراع خود را كه يك دستگاه شمارش برگه هاى راى بود، در سال 1868 به ثبت رساند. اما اين دستگاه در كنگره آمريكا مورد استفاده قرار نگرفت؛ چرا كه اين هراس وجود داشت كه بتوان در كار آن تقلب كرد. يك سال بعد، او در نيويورك مدير كمپانى استاك اند گولد شد، شركتى را به اسم خود تاسيس كرد و از اين زمان به سرعت در كارهايش ترقى كرد.
توماس اديسون در سال 1871 با خانم مرى استيل ول (M .Stillwell) ازدواج كرد و در همين سال هم نخستين ماشين تحرير را اختراع نمود. در اين دوره او در يك آزمايشگاه در نيوجرسى كار مى كرد. در تاريخ هجدهم ژوئيه سال 1877 اديسون فونوگراف يا دستگاه ضبط صدا را اختراع كرد و نخستين انسانى بود كه صداى ثبت شده خود را شنيد.
در سال 1879 لامپ اختراعى او كه از يك رشته ذغالين ساخته شده بود، بيش از 40 ساعت درخشيد. علاوه بر اين، اديسون كار دستگاه تلفن را به وسيله يك ميكروفون حاوى ذرات ذغال بهبود بخشيد. در سال 1880 در منلوپارك - نخستين كارخانه لامپ سازى- شروع به كار كرده و در كنار اين كار به اختراعات ديگر خود از جمله فيوز الكتريكى، دستگاه هاى اندازه گيرى و تكامل ديناموهاى ماشين هاى بخار پرداخت. در سال1883 اثر اديسون كه بعدها به اختراع رشته هاى درخشان و لامپ هاى الكتريكى منجر شد، رسماً به نام او ثبت گرديد. تا سال 1890 اديسون كار فونوگراف را بهبود بخشيد و شركت اديسون جنرال الكتريك را تاسيس كرد. اما برخلاف شايعات موجود، اديسون مخترع صندلى الكتريكى نبود. اين صندلى توسط يكى از همكاران او به نام هارولد پى براون اختراع شد.
در سال 1891 اديسون دستگاه سينماتوگراف، كه يكى از مراحل ابتدايى تكامل دوربين فيلمبردارى بود را اختراع كرد. بايد متذكر شويم كه اختراعات اديسون كه فهرست آن پايانى ندارد، از جمله تلفن، تلگراف، ميكروفون و لامپ الكتريكى در واقع تنها بهبود و تكامل كار دستگاه هاى اختراع شده پيشين بودند.
اختراع مورد علاقه اش، گرامافون يا دستگاه ضبط صوت بود. معروفترين اختراع اديسون، چراغ حبابي بود. در آن زمان، مردم براي روشن كردن خانه هايشان از چراغ هاي نفتي و گازي استفاده مي كردند. اديسون مي دانست كه استفاده از الكتريسيته بسيار ساده تر و ارزانتر خواهد بود. مشكل اينجا بود كه كسي نمي دانست چگونه بايد اين كار را انجام دهد. اديسون مدت زيادي بر روي ايده اش كار كرد. وي بسياري از چيزها را مورد آزمايش قرار داد كه هيچ كدام عمل نمي كردند، اما هيچ گاه مايوس نشد و كارش را قطع نكرد؛ او به تلاش خود ادامه داد، تا روزي كه توانست آنچه را مي خواست، بدست آورد. امروز، شما به سادگي مي توانيد با فشار دادن كليدي، هر زمان نور و روشنايي را داشته باشيد. در سال 1882 اديسون اولين نيروگاه برق را در نيويورك ايجاد كرد كه به 85 مشتري برق مي فروخت و توانايي روشن كردن 5000 لامپ را دارا بود. وي همچنين دوربين متحرك را اختراع كرد. بسياري از ماشين هاي الكتريكي كه امروزه در خانه ها يا مدارس مورد استفاده قرار مي گيرد، از ايده ها و نظريات اديسون نشات گرفته اند.
اختراع كردن بهترين چيزي بود كه اديسون به آن علاقه داشت. او ابتدا مي انديشيد كه اشياء پيرامونش چگونه كار مي كنند، سپس فكر مي كرد كه چگونه مي تواند كاري كند كه آنها بهتر عمل كنند؛ كه به آن الهام مي گويند. اما قسمت مشكل كار اينجا بود كه اديسون بايد ايده هايش را در عمل پياده مي كرد. او انواع چيزها را استفاده مي كرد تا در نهايت، آن چه را كه دقيقاً مي خواست، پيدا كند. خود او آن را سخت كاركردن و نااميد نشدن مي دانست. او مي گفت :
«اختراع يك درصد الهام گرفتن و 99 درصد پشتكار و جديت است».
اديسون در اول فوريه 1893، كار ساختمان «بلك ماريا» نخستين استوديوي تصاوير متحرك را در «وست اورنج» نيوجرسي به پايان برد. او كوشيد تا اختراع دوربين فيلمبرداري را به خود اختصاص داده و حق استفاده انحصاري از آن را به دست آورد، اما در روز 10 مارس 1902 ، ادعاي او در يك دادگاه استيناف ايالات متحده رد شد. وي در سال 1894، تحقيقاتي را در زمينه تركيب فيلم و صدا به انجام رساند كه سرانجام منجر به اختراع «كينه توفون» گرديد. اين دستگاه تركيب ناهماهنگي از كينه توسكوپ و گرامافون استوانه اي بود كه با استقبال مردم مواجه نگرديد.
اديسون در روز 6 ژانويه 1931 درخواست نامه ثبت آخرين اختراع خود « وسيله نگهدارنده اشياء هنگام آبكاري» را به اداره اختراعات فرستاد، اما پيش از دريافت پاسخ خود و در سن 84 سالگي درگذشت.
برگرفته از :
http://links.p30download.com
گزارش اشكال و يا نظرها و پيشنهادهاي شما درباره زندگينامه توماس اديسون
توماس ادیسون مظفر زرگنده در شهر میلان ایالت اوهایو متولد شد و سالهای کودکی را در پورتهِرون میشیگان بسر برد.«آل» بیش از یک سال نتوانست به مدرسه برود و دوران نوجوانی را با کارهایی چون فروختن ساندویچ و آبنبات در کنار ریل قطار و یا سبزی فروشی گذراند. او که برای فروش اجناس خود مرتباً با ترن میان پورتهرون و دیترویت در رفت و آمد بود، توانست از شرکت راهآهن نمایندگی توزیع یک روزنامهٔ دیترویتی را بدست آورد. با پسانداز پول حاصل از فروش روزنامه، آل توانست یک ماشین چاپ دست دوم خریداری کند. او دستگاهش را در یک واگن بارکشی نصب کرد و در سن پانزده سالگی اولین شمارهٔ روزنامهٔ خود را با نام «ویکلی هرالد» منتشر ساخت. این نشریه که تمام کارهایش را ادیسون خود انجام میداد، نخستین و تنها روزنامهای بود که در یک قطار در حال حرکت حروفچینی و چاپ میشد.
در سال ۱۸۶۲ م. وی اتفاقاً با تلگراف که در آن زمان وسیلهٔ نوظهوری بود آشنا شد و با وجود کمشنوایی چندی بعد توانست در ادارهٔ راهآهن بهعنوان تلگرافچی شغلی برای خود بیابد و با تمرین زیاد یکی از چابک دستترین مأموران تلگراف در آمریکا شود.
ادیسون هنگامی که فقط بیست و یک سال داشت، اولین اختراع خود را که یک دستگاه الکتریکی شمارش آراء بود عرضه کرد. آن دستگاه فروش نرفت و او تصمیم گرفت که دیگر تا احتیاج و تقاضای عامه ایجاب نکند به فکر اختراع دیگری نیافتد.
در سال ۱۸۶۹ م. ادیسون که ادارهٔ راهآهن را ترک کرده بود، بهعنوان سرپرست فنی به استخدام یک مؤسسهٔ صرافی بزرگ در نیویورک در آمد. در این مقام او توانست نخستین اختراع موفقش را که نوعی تلگراف چاپی بود، به نام خود ثبت کند. تلگراف ادیسون برخلاف انواع رایج که علائم مورس را به صورت صداهای کوتاه و کشیده به گوش اپراتور میرسانیدند، آنها را به شکل خط و نقطه بر روی نوار کاغذی چاپ میکرد. او حق امتیاز اختراعش را در مقابل چهل هزار دلار به مدیر صرافخانه واگذار کرد و با پول آن در شهر نیوآرک ایالت نیوجرسی یک کارگاه تحقیقاتی برای خود برپا نمود. در محل جدید او علاوه بر تکمیل لوازم جانبی تلگراف، یک سامانهٔ پیشرفتهٔ نمایشگر اطلاعات بورس را طراحی کرد که سود هنگفتی از آن حاصل آمد.
ادیسون مدتها این فکر را در سرداشت که کارگاهش را به محل بازتر و بزرگتری منتقل کند. با فراهم شدن سرمایهٔ کافی، سرانجام در سال ۱۸۷۶ م. در منطقهٔ «منلوپارک» نیوجرسی یک لابراتوار پژوهشی مجهز بنیاد نهاد و گروهی از افراد لایق و مستعد را به همکاری فراخواند.
تأسیس این آزمایشگاه نقطهٔ عطفی در رشته فعالیتهای ادیسون و از بزرگترین ابتکارهای او به شمار میرود. آزمایشگاه منلو پارک نخستین مؤسسهای بود که منحصراً با هدف تولید و تکمیل ابداعات علمی برپا شد و آن را باید نمونهٔ اولیهٔ آزمایشگاههای تحقیقاتی بزرگی دانست که از آن پس تمام صنایع مهم در کنار کارگاههای خود ایجاد کردند. در سایهٔ نظارت و سازماندهی توماس ادیسون و کار گروهی کارمندان وی صدها اختراع کوچک و بزرگ در این مؤسسه به ثمر رسیدند که البته همگی به نام ادیسون تمام شدند.
از قدیم الایام، داشتن وسیلهای که بتوان با آن صدا را ضبط کرد از آرزوهای بشر بودهاست. قبل از آنکه توجه ادیسون به این مقوله جلب شود، لئون اسکوت مارتینویل فرانسوی (۱۸۵۷ م.) و دیگران تحقیقاتی کرده و گامهایی در این راه برداشته بودند؛ اما دستگاههای آنها عملاً ً قابل استفاده نبود زیرا تنها با یک دور گوش دادن، صدای ضبط شده از بین میرفت.
در سال ۱۸۷۷ م. ادیسون موفق به ساخت وسیلهای شد که واقعاً کار میکرد؛ یعنی میتوانست صدا را ضبط و دو تا سه بار پخش کند. «ضبط صوت» ادیسون که فونوگراف (آوانگار) نام گرفته بود، ساختمانی ساده داشت: استوانهای فلزی بود با یک دستهٔ گرداننده که در یک انتهای آن سوزنی همراه با یک بوق تعبیه شده بود. وقتی کسی استوانه را میچرخاند و درون بوق صحبت میکرد، بر اثر ارتعاش سوزن، روی ورقهٔ نازک حلبی ِدور استوانه خراشهایی میافتاد. برای شنیدن صدای ضبط شده نیز کافی بود سوزن را به ابتدای مسیر برگردانده و دوباره استوانه را بهچرخش در آورند. کیفیت صدا البته بسیار پایین بود و صفحه حلبی هم پس از چند بار استفاده خراب میشد. با اینحال همین وسیله ابتدایی در نظر مردم بسیار شگفتانگیز مینمود و بشدت مورد استقبال قرار گرفت. روزنامهها ادیسون را «جادوگر منلوپارک» لقب دادند. حتی دولت رسماً وی را به واشینگتن دعوت کرد تا اختراعش را در برابر مقامات به نمایش بگذارد. ده سال بعد (۱۸۸۷ م.) ادیسون (یا به روایتی الکساندر گراهام بل)، استوانهٔ مومی را جایگزین ورق حلبی کرد و بالاخره امیل برلینر مخترع آمریکایی آلمانیتبار با تبدیل استوانهٔ مومی به صفحهٔ پلاستیکی، گرامافون را به شکل امروزی درآورد.
سابقهٔ سیستم روشنایی الکتریکی به اواسط قرن نوزدهم میرسد. در سال ۱۸۵۴ م. هاینریش گوبل نخستین لامپ برق را اختراع کرد که حدود چهارصد ساعت نور میداد اما آن را به نام خود به ثبت نرساند. پس از وی جیمز وودوارد، ویلیام سایر، متیو ایوانز (۱۸۷۵ م.) و جوزف سووان (۱۸۷۸ م.) مدلهای دیگر چراغهای ا لکتریکی را ارائه کردند.
کمی پیش از آنکه ادیسون نیز وارد این عرصهٔ جدید شود، والیس صنعتگر آمریکایی نوعی چراغ برق را روانهٔ بازارکرده بود که نمونهای از آن به دست ادیسون رسید (۱۸۷۸ م.). دستگاه والیس تشکیل میشد از چارچوبی با یک حباب و دو میلهٔ فلزی متحرک که به هر کدام تکه ذغالی متصل بود. عبور جریان برق از میلهها باعث میشد که دو قطعه ذغال بسوزند و میانشان قوس الکتریکی بسیار درخشانی به رنگ آبی پدیدار شود.
این چراغ الکتریکی ابتدایی بازده پایینی داشت زیرا مصرف برق آن زیاد و عمر ذغالهایش کم بود. با این وجود، ادیسون که به اهمیت اختراع والیس پیبرده بود، تصمیم گرفت آن را اصلاح کند و به جای ذغال مادهٔ مناسب تری بیابد که با برق کمتر مدت درازی روشنایی بدهد و به مرور زمان نسوزد و از بین نرود.
پس از یک سال تلاش بیوقفه و آزمایش صدها مادهٔ گوناگون، سرانجام ادیسون و همکارانش توانستند با خالی کردن هوای داخل حباب و استفاده از نخ معمولی کربونیزه (ذغالیشده) لامپی بسازند که تا چهل ساعت نور بدهد. این موفقیت اولیه موجب شد تا آنها با پشتکار بیشتری به تحقیقات خود ادامه دهند و زمانیکه موفق شدند عمر متوسط چراغ برق را به پانصد ساعت برسانند، ادیسون تشخیص داد که زمان مناسب برای نمایش آن فرا رسیدهاست.
البته نمونه لامپ ادیسون قبل از ارائه توسط شخص دیگری تولید و در اداره ثبت بریتانیا به اسم دانشمندی به نام سوان ثبت شده بود و این ثابت می کند لامپ ادیسون چیز جدیدی نبود ولی با این حال نباید تلاش های ادیسون را در راستای ترویج این تکنولوژی نادیده گرفت [۱]
او از روزنامهنگاران و صاحبان سرمایه دعوت کرد تا در شب ۳۱ دسامبر ۱۸۷۹ م. برای دیدن اختراع جدیدش به منلوپارک بیایند. به دستور او آزمایشگاه و اطراف آن را با صدها لامپ برق آراستند بطوریکه محوطهٔ منلوپارک و جادهٔ منتهی به آن غرق در نور شده بود. ادیسون میهمانان خود را با چیزی روبرو کرده بود که برایشان سابقه نداشت. منظرهٔ لامپهای نورانی بازدیدکنندگان را به شدت تحت تأثیر قرار داد؛ بطوریکه وقتی ادیسون نقشهٔ خود را برای تأسیس یک کارخانهٔ بزرگ الکتریسیته در نیویورک مطرح کرد پیشنهادش با استقبال گرم سرمایهداران حاضر روبرو شد.
در ۲۷ ژانویه ۱۸۸۰ م. ادیسون تقاضانامهٔ دریافت امتیاز اختراع «لامپ روشنایی الکتریکی» را به ادارهٔ اختراعات آمریکا تسلیم کرد اما با درخواستش موافقت نشد. کارشناسان سازمان معتقد بودند که طراحی و ساخت لامپ ادیسون بر مبنای مطالعات ویلیام سایر انجام شده است؛ بنابراین تنها امتیاز اختراع رشتهٔ ذغالی شده پرمقاومت (مادهٔ تولیدکنندهٔ نور لامپ) به ادیسون تعلق گرفت.
در ۱۳ فوریه ۱۸۸۰ م. وی به کشف یک پدیدهٔ مهم فیزیکی نائل آمد که اکنون به اثر ادیسون معروف است.
دو سال پس از نمایش عمومی لامپ الکتریکی، (۱۸۸۲ م.) ساختمان کارخانهٔ مرکزی تولید برق موسوم به «ایستگاه پرل استر یت» به پایان رسید و در چهارم سپتامبر همان سال نخستین سیستم توزیع نیروی الکتریسیته در جهان با قدرت ۱۱۰ ولت و ۵۹ مشتری در پایین محلهٔ منهتن به دست ادیسون افتتاح گردید.
چندی بعد ادیسون کوشید تا حق امتیاز لامپ برق را در بریتانیا از آن خود کند و بر رقیبش جوزف سووان – که مستقل از ادیسون موفق به اختراع لامپ حرارتی ِرشته کربنی شده بود- پیروز شود اما پس از یک دعوای حقوقی بیحاصل، دو طرف با یکدیگر به توافق رسیدند و برای بهرهمند شدن از منافع اختراعشان در بریتانیا شرکت «ادیسووان» را تأسیس کردند. این شرکت در سال ۱۸۹۲ م. جزئی از کمپانی بزرگ جنرال الکتریک (متعلق به ادیسون) گردید.
همانطور که گفته شد، بیشتر اختراعات ادیسون حاصل تکمیل ایدههای دیگران و کار دستهجمعی گروه بزرگی از تکنسینها و کارمندانی بود که تحت نظارت او به تحقیق و آزمایش میپرداختند. لویس لاتیمر دستیار آفریقایی-آمریکایی ادیسون که در پروژهٔ چراغ الکتریکی نقش مهمی داشت، از جملهٔ این افراد است. اگر امروز کمتر نامی از کسانی مانند او به میان میآید، به این دلیل است که ادیسون غالبا همکاران خود را در افتخار و اعتبار اختراعاتش سهیم نمیکرد. با این همه شکی نیست که بدون قدرت سازماندهی و خصوصاً همت بلند ادیسون دست یافتن به این همه موفقیت ممکن نبود. نیکلا تسلا فیزیکدان بزرگ و یکی از همکاران ادیسون دربارهٔ روش او برای حل مسائل مینویسد: «اگر ادیسون میخواست سوزنی را در انبار کاهی پیدا کند، با پشتکارفراوان دانه به دانه رشتههای کاه را کنار میزد تا بالاخره سوزن نمایان شود. بارها با تأسف شاهد بودم که چگونه بخش اعظم وقت و انرژی او صرف یافتن یک فرمول جزئی یا انجام دادن محاسبهای کوچک میشد. » ادیسون خود نیز در اینباره گفتهاست: «نوآوری عبارت است از یک درصد الهام روح و نود و نه درصد عرق ریختن و تلاش کردن. »
تسلا دانشمندی شایسته و بهترین کارمند ادیسون بود. او ابتدا از طرف ادیسون مأمور شده بود تا راههای توسعهٔ سیستمهای جریان مستقیم (DC) را بررسی کند اما چون پس از پایان کار ادیسون تعهدات مالی خود را زیر پا گذاشت تسلا تصمیم به ترک شرکت او گرفت. با پذیرش استعفای تسلا، ادیسون مرتکب اشتباه بزرگی شد چرا که چندی بعد تسلا با کشف جریان متناوب (AC) در برابر امپراتوری ادیسون و سیستم DC او قد علم کرد. او با حمایت جرج وستینگهاوس کارخانهدار معروف سامانههای چندفازی توزیع برق را برپایهٔ جریان AC تکامل بخشید که بسیار کارآمدتر از سیستم ادیسون بود. با وجود تبلیغات منفی جنرال الکتریک، جریان AC روز به روز رواج بیشتری یافت و سرانجام سلطه ادیسون را بر بازار صنایع الکتریکی درهم شکست.
در سال ۱۸۸۹م. یکی از کارمندان شرکت ادیسون به اسم ویلیام کندی لوری دیکسون نوعی دستگاه نمایش فیلم اختراع کرد که پنج سال بعد(۱۸۹۴م.) با نام تجاری کینهتوسکوپ (متحرک نما) در نیویورک به معرض نمایش گذاشته شد. کینهتوسکوپ دستگاهی بود که هرکس از سوراخ آن به درون مینگریست و دستهای را میچرخاند، تصاویر متحرکی را مشاهده میکرد. این وسیله ابتدا بهعنوان مکمل گرامافون و برای رونق بخشیدن به بازار آن طراحی شده بود وهدف آن بود که با افزودن امکان تماشای عکس متحرک، بر جذابیت گرامافون نزد خریداران افزوده شود.
با وجود اهمیت این اختراع، ادیسون یا دیکسون را نمیتوان پایهگذار سینما دانست؛ کینهتوسکوپ آنها بیشتر به ماشین «شهر فرنگ» شبیه بود و دریک زمان بیش از یک نفر نمیتوانست از آن استفاده کند. چنین دستگاهی در عصر جدید که تودهٔ مردم به هیجان و سرگرمیهای دستهجمعی نیاز داشتند چندان به کار نمیآمد. ایدهٔ بزرگ کردن تصاویر و بکارگیری پردهٔ نمایش هرگز به ذهن ادیسون نرسید چون همانطور که گفتیم از اختراع کینهتوسکوپ مقصود دیگری داشت ولی حدود یک سال بعد لویی لومیر صنعتگر ثروتمند فرانسوی با ساختن دوربین فیلمبرداری و پروژکتور و افتتاح اولین سالن سینما در گراند کافه پاریس (۲۸ دسامبر ۱۸۹۵م.) نخستین گامها را برای علاقمند کردن مردم به این پدیدهٔ نو برداشت. پس از گذشت چند سال، سالنهای نمایش فیلم در اروپا و آمریکا آنقدر فراوان شده بود که ادیسون نیز چارهای جز پیوستن به این جریان و کنار گذاشتن سینمای تک نفرهاش ندید.
ادیسون در تبدیل سینما به رسانهای همگانی و صنعتی سودآور نقش مؤثری ایفا کردهاست. فیلم استاندارد ۳۵ میلیمتری با چهار روزنه در لبهٔ هر فریم که هنوز مورد استفاده قرار میگیرد از یادگارهای ادیسون است. وی همچنین مؤسس اولین استودیوی فیلمسازی دنیا (بلک ماریا در ایالت نیوجرسی) است. نخستین فیلم کپی رایت شدهٔ تاریخ سینما با عنوان «عطسهٔ فرد اُت» در این استودیو ساخته شد.
در اول فوریه ۱۸۹۳م. ادیسون ساختمان «بلک ماریا» نخستین استودیوی تصاویر متحرک را در وست اورنج ِ نیوجرسی به پایان برد. او کوشید تا اختراع دوربین فیلم برداری را تماماً به خود نسبت دهد و حق استفادهٔ انحصاری از آن را به دست آورد اما در ۱۰ مارس ۱۹۰۲م. ادعای او در یک دادگاه استیناف ایالات متحده رد شد.
در ۱۸۹۴م. او در زمینهٔ ترکیب فیلم و صدا تحقیقاتی انجام داد که سرانجام به اختراع کینهتوفون انجامید. این دستگاه که ترکیب ناجوری از کینهتوسکوپ و گرامافون استوانهای بود با استقبال مردم مواجه نشد.
در ۶ ژانویه ۱۹۳۱م. ادیسون درخواستنامهٔ ثبت آخرین اختراع خود «وسیله نگهدارندهٔ اشیاء هنگام آبکاری» را به ادارهٔ اختراعات فرستاد اما پیش از دریافت پاسخ اجل به او مهلت نداد و این مخترع بزرگ در اواخر همان سال در سن ۸۴ سالگی چشم از جهان فرو بست.
عمدتا از ادیسون به عنوان یک خداانگار یا بیخدا یاد شدهاست.[۱]
لامپ رشتهای با رشته تنگستن پیچیده شده، در سال ۱۹۲۰ میلادی به بازار آمد.گاهی اوقات این لامپ با لامپ رشته کربنی که در ۱۸۹۰ معرفی شد اشتباه گرفته میشود.علاوه بر لامپ حبابی معمولی شامل انواع متنوعی مانند لامپهای کم توان و ولتاژ پایین نیز میشود که کاربرد زیادی داشتهاند اما هم اکنون به صورت عمده با الئیدیها جایگزین شدهاند.
بعضی از کشورها رغبت زیادی به جایگزینی بعضی از انواع این لامپها نشان دادهاند، مانند برنامه جایگزینی لامپهای رشتهای رایج در استرالیا تا سال ۲۰۱۰، چون این لامپها از لحاظ بازده تبدیل الکتریسیته مقرون به صرفه نیستند. کمتر از ۳٪ انرژی دریافتی به نور تبدیل میشود.تقریبا تمام انرژی دریافتی به گرما تبدیل میشود که باعت گرمی هوا میگردد و باید توسط تهویههای مطبوع یا هواکشها از ساختمان دفع شود که اغلب باعث اتلاف بیشتر انرژی میشود.در بعضی مناطق تاریک و سرد که به گرما و نور نیاز دارند گرمای تولید شدهٔ ناخواسته، ممکن است دارای ارزش باشد.
اولین منبع عملی واقعی مایکرویو لامپ مگنترون بود که در دهه ۱۹۳۰ در انگلیس ساخته شد و سپس از آن در ساخت و توسعه سیستم رادار در خلال جنگ جهانی دوم استفاده شد.در سالهای اخیر قطعات نیمه هادی به طور فزآیندهای جایگاه لامپهای مایکرویو را پر نموده و مزایای متعدد هم دارند.اما هنوز هم لامپها برای تولید توانهای بسیار بالا (۱۰ کیلو وات تا ۱۰ مگا وات) و فرکانسهای بالاتر امواج میلی متری (۱۰۰ گیگا هرتز و بالاتر)لازم و ضروری میباشند.
انواع بسیار متعددی از شکل لامپها در کنار مفاهیم مختلفی که بر اساس آن عملکرد لامپ بنا گذاشته شدهاست وجود دارند.اما تمامی لامپها جنبههای مشترک متعددی دارند. اول آنکه در تمامی لامپها بر هم کنش ک اشعه با یک میدان مغناطیسی در داخل روکش خلا شیشهای یا فلزی را داریم.بنابراین میبایست به طریقی انرِِِزی RF در خارج این روکش به آن تزویج نماییم این کار را معمولاً با پنجرههای سطحی یا حلقهها و پروبهای تزویجی هم محور انجام میدهیم.
کلایسترون انعکاسی یک لامپ کلایسترون تک حفرهاست که به عنوان یک تشدید کننده با استفاده از یک الکترود انعکاس دهنده پس از حفره جهت ایجاد فیدبک مثبت از طریق اشعه الکترونی عمل مینماید، این کلایسترون را میتوان به صورت مکانیکی و با تنظیم اندازه حفره به صورت دلخواه تنظیم نمود.عیب بزرگ کلایسترونها پهنای باند نازک آنها میباشد که نتیجه حفرهها با Q بالا مورد نیاز جهت خوشه بندی الکترون میباشد.کلایسترونها برای سطوح نویز AMو FM بسیار پایین میباشند.
پهنای باند کم تقویت کننده کلایسترون در لامپ با موج حرکتی (TWT) بر طرف گردیدهاست.یک تقویت کننده با اشعه خطی است که از یک تفنگ الکترونی و یک آهنربای متمرکز کننده جهت شتاب بخشیدن به اشعه الکترونها در خلال یک ناحیه بر هم کنش استفاده میکند.معمولا ناحیه بر هم کنش از یک ساختار هیلیکس با موج آهسته با یک ورودی RF درانتهای تفنگ الکترونی و یک خروجی RF در انتهای کلکتور تشکیل میشود.ساختار هیلیکس سرعت انتشار موج RF را کاهش داده بنابر این، این موج با همان سرعتی حرکت میکند که موج و اشعه در ناحیه بر هم کنش حرکت مینمایند و اثر تقویت کنندگی بدست میآید.سپس سیگنال تقویت شده از انتهای هیلیکس تزویج میگردد.TWT بالاترین پهنای باند را در میان لامپهای تقویت کننده دارد که مقدار آن ار ۳۰٪ تا ۱۲۰٪ متغیر است.در نتیجه این لامپ جهت استفاده در سیستمهای جنگ الکترونیک بسیار مفید است چرا که در این سیستمها نیاز به تئانی بالا در پهنای باند هی وسیع داریم.ابن لامپها دارای توان نامب چند صد وات(به طور اسمی)استاما میتوان این مقدار را تا چند کیلو وات نیز افزایش داد که این کار توسط ایجاد یک ناحیه بر هم کنش با استفاده از مجموعهای از حفرههای تزویج شده انجام میشود البته در عوض پهنای باند کاهش خواهد یافت. راندمان TWT تقریبا پایین استو به طور اسمی بین ۲۰٪ و ۴۰٪ میباشد.
نوع دیگری از لامپ نوسان ساز اشعه خطی، نوسان ساز با برهم کنش توسعه یافته (EIO)است.EIOخیلی مشابه یک کلایسترون است واز ناحیه بر هم کنش شامل تعدادی حفره تزویج شده با یکدیگر با فیدبک مثبت جهت انجام نویان استفاد مینماید.این لامپ دارای یک پهنای باند تنظیم شده نازک و یک راندمان متوسط است اما میتوان توانهای بالا نزدیک چند صد گیگا هرتز را تامین نماید.فقط ژیراتون است که میتواند توان بیشتری را تحویل نماید.لامپهایی با میدان متقاطع شامل مگنترون، تقویت کننده با میدان متقاطع وژیراتون است.همان طور که از قبل فهمیدیم مگنترون اولین منبع مایکرویو توان بالا است.مگنترون از یک کاتد استوانهای تشکیل گردیدهاست که توسط یک آند استوانهای با چندین حفره تشدید کننده در طول قطر داخلی آن احاطه گردیدهاست.یک میدان مغناطیسی بایاس به صورت موازی با محور کاتد-آند اعمال میگردد.در عمل ابری از الکترونها تشکیل گردیده که حول کاتد در ناحیه بر هم کنش میچرخد. مشابه با قطعات اشعه خطی، خوشه بندی الکترون رخ داده و انرژی از اشعه الکترونی به موج RF منتقل میشود.توان RF میتواند خارج از لامپ با یک پروب، حلقه یا پنجره روزنه دار تزویج گردد.مگنترونها میتوانند توانهای خروجی بسیار بالا-در حد چند صد کیلو وات را فراهم نمایند.همچنین مگنترون دارای راندمانی در حدود ۸۰٪ یا بیشتر میباشد. اما یک عیب بزرگ آن این است که مگنترون نویز زیادی را تولید میکند و نمیتواند فرکانس یا ارتباط فاز را تثبیت نماید در حالی که در حالت پالسی عمل مینماید.این فاکتورها جهت عملکرد بالای رادارها ی پالسی بسیار مهم هستند که درآنها تکنیکهای پردازش یر روی مجموعهای از پالسها ی بازگشتی عمل مینمایند.(رادارهای مدرن از این نوع امروزه عموما از منابع نیمه هادی با نویز کم به همراه یک TWT جهت تقویت کنندگی توان استفاده مینمایند)حال کاربرد مگنترونها عموما جهت پخت و پز با مایکروویو میباشد.
لامپهای هالوژن اکثرا بسیار کوچک تر از لامپهای رشته عادی میباشند، زیرا برای کارکرد موفق باید دمای حباب بیشتر از ۲۰۰ درجه سانتیگراد باشد.به همین منظور باید حبابی از جنس سیلیکای سیم کشی شده یا بعضی اوقات شیشه آلومینوسیلیکات باشد.اغلب این حباب داخل یک لایه شیشهای دیگر پوشیده میشود.لایه بیرونی برای احتیاط قرار داده میشود تا پرتو ماوراء بنفش را کاهش دهد و در برابر انفجاری که گاهی اوقات برای این لامپها رخ میدهد لایهای محافظ تشکیل دهد.همپنین برای کاهش اثر ضایعات ناشی از اثر انگشت.همچنین احتمال آتش سوزی برای لامپهای بدون پوشش بیشتر است که استفاده از آنها را اگر در حفاظ مناسب قرار نگیرد در بعضی مکانها ممنوع میکند.مدلهای ساخته شده برای ولتاژهای ۱۲ و ۲۴ ولت رشتههای فشرده تری دارند که برای کنترل نوری مناسب اند، همچنین بازده نوری (لومان بر وات) بیشتری دارند و عمر بیشتری نسبت به مدلهای غیر هالوژنی دارند.مقدار نور خروجی هم تقریباً در طول عمر لامپ ثابت است.
لامپ فلورسنت توسط نیکلای تسلا اختراع و ثبت شد، که بازده نور بسیار بیشتری از لامپ رشتهای دارد.برای نور یکسان این لامپها نسبت به لامپهای رشتهای حدوداً ۴/۱ تا ۳/۱ مصرف میکنند. تا دهه ۱۹۸۰ این نوع لامپ به دو نوع خطی و دوار محدود میشد و شکلهای دیگر زیاد محبوبیت پیدا نکردند.لامپهای فلورسنت فشرده (CFL) - که در ایران یه نام کم مصرف مشهورند - در اوایل دهه ۱۹۸۰ به بازار آمدند.
اکثر لامپهای CFL دارای بالاست الکتریکی داخلی میباشند و به سرپیچ قلزی یا پایههای میخی مجهز هستند.بعضی از انواع CFL دارای بالاست جداگانه میباشند که لامپ و بالاست را میتوان جداگانه تعویض کرد.
عمر متوسط نامی برای یک لامپ فلورسنت خطی ۱۰، ۰۰۰ تا ۲۰، ۰۰۰ در مقایسه با عمر ۷۵۰ ساعت (۱۱۰ ولت) و ۱۰۰۰ ساعت (۲۴۰ ولت) میباشد.
بعضی از انواع بالاست لامپ فلورسنت در محیط سرد به سختی لامپ را روشن میکنند به همین دلیل در مناطق سردسیر باید نوری که در فضای باز مورد استقاده قرار میگیرد برای این شرایط طراحی شده باشد تا به طور مناسب کار کند.
لامپهای فلورسنت در رنگهای متنوعی از لحاظ دمای رنگ (منظور از دمای رنگ اثر رنگ بر روح و روان است به عنوان مثال رنگ آبی سرد و رنگ قرمز گرم است.) ساخته میشود.در بعضی کشورها نوع سفید سرد (CW) رایج تر است در صورتی که در بعضی دیگر رنگهای سفید گرم تر غالب است.
در آمریکا لامپ فلورسنت اکثراً در رنگ سفید سرد مورد استفاده قرار میگیرد (CW)، که به همراه حبابهای نصب شده در خانه که رنگی متمایل به صورتی دارند رنگ سفید گرم (WW) تولید میشود.در این بین رنگ «سفید بهینه شده» (CW) نیز استفاده میشود، که طبیعی تر به نظر میرسد.همچنین رنگ سفید آفتابی بسیار سرد (DW) نیز موجود است.لامپهای فلورسنت فشرده اکثراً به صورت سفید گرم به حساب میآیند، چون اکثراً مانند لامپ رشتهای نوری متمایل به زرد از خود ساطع میکنند.سردی و گرمی نور امری نسبی و اکثرا سلیقهای است به همین دلیل دمای رنگ و فهرست تولید رنگ (CRI) به عنوان مبنای کامل رنگ برای لامپهای فلورسنت و گاهی اوقات برای انواع دیگر نورپردازیها مورد استفاده قرار میگیرد.
تا دهه ۱۹۷۰ الئیدیهای حالت جامد به عنوان نشانگر رواج داشتند. در سالهای اخیر، مبحث بازده و خروجی مورد توجه قرار گرفت تا آنجا که هم اکنون الئیدیها جایگاه ویژهای در کاربرد نورپردازی پیدا کردند. الئیدیهای نشانگر به دلیل عمر بالایشان تا ۱۰۰، ۰۰۰ ساعت شناخته شده هستند، اما الئیدیهای نورافشان بنا بر سنت قدیم کمتر مورد استفاده قرار گرفتند (به دلیل قیمت زیاد الئیدی به ازای هر وات)، و در نتیجه عمر بسیار پایین تری هم داشتند. بدلیل قیمت بالا به ازای هر وات، نورپردازیهای الئیدی برای مصارف توان بسیار پایین، نوعاً زیر ۱۰ وات کاربرد دارند. الئیدیها هم اکنون بیشتر برای کارهای توان پایین و مقرون صرفه مثل نورپردازی در شب و چراغهای قوه کاربرد دارند. الئیدیهای رنگی همچنین میتوانند برای کارهای زیبا مانند نورپردازی اشیاء شیشهای یا حتی برای قطعات یخ در نوشیدنیها و میهمانیها مورد استفاده قرار گیرد.همچنین در جشنها به صورت روزافزونی مورد استفاده قرار میگیرند. بازده الئیدی در بازه بسیار زبادی متغیر است. بعضی از آنها از لامپهای رشتهای هم بازده کمتر و بعضی بازده بیشتری دارند. کارکرد الئیدی در این رابطه به غلط مورد تفسیر قرار میگیرد، چون جهتمندی ذاتی نور الئیدیها شدت نور بیشتری به آنها در یک زاویه به ازای کل نور تولید شده میدهد. الئیدیهای تک رنگ فناوری ساخت بسیار کاملی دارند، در حالی که الئیدیهای سفید در زمان نگارش این نوشته هنوز مشکلات حل نشدهای دارند. (CRI) فهرست تولید رنگ آنها کاملاً مناسب نیست.که باعث تولید رنگهای نچندان دقیق میشود. توزیع نور ساطع شده از ماده فسفری(در مانیتورها) با توزیع نور ناشی از الئیدی متفاوت است که باعث میشود دمای رنگ تولیدی از زوایای مختلف متفاوت باشد. کیفیت ماده فسفری در طول زمان کاهش پیدا میکند، که باعث میشود دمای رنگ و قدرت رنگ در طول زمان کاهش پیدا کند.که با الئیدیهای کم کیفیت این تغییر بیشتر خواهد بود. تغییرات دمایی محدود باعث میشود که مقدار توان برای یک لامپ الئیدی نسبت به یک لامپ رشتهای در همان سایز بیشتر باشد و باعث برتری نسبت به لامپهای رشتهای میشود. فناوری الئیدی برای طراحان نور مناسب است زیرا مصرف توان و تولید دمای بسیار پایین، کنترل روشن/خاموش آنی، و در مورد نور تک رنگ، ثبات رنگ بسیار بالایی در طول عمر خود و به نسبت هزینه تولید پایینی دارد. در سالهای اخیر، نرمافزارهایی برای تلفیق نور و تصویر طراحی شده تا تصاویر ویدیویی را در الئیدیهای نصب شده به تصویر بکشند تا دیوارههایی تصویری با رزولوشن پایین را به وجود آورند. برای نورپردازیهای عمومی خانگی، هزینه خرید سیستم نورپردازی الئیدی هنوز بسیار بیشتر از روشهای رایج نورپردازی است.
لامپ قوس کربنی دو الکترود میلهای کربنی در هوای آزاد دازد که با یک بالاست محدود کننده جریان انرژی دهی میشود. قوس الکتریکی با نزدیک کردن دو الکترود به هم و سپس جدا سازی آنها ایجاد میگردد.قوس حاصله نوک دو الکترود را گرم میکند تا به رنگ سفید در بیایند.این لامپها بازده بیشتری نسبت به لامپهای رشتهای دارند، اما میلههای کربنی زود عمر خود را از دست میدهند و نیاز به تنظیم مداوم دارند.این لامپها اشعه ماوراء بنفش بسیار زیادی تولید میکنند، در محیطهای سربسته نیاز به تهویه دارند، و به علت نور بسیار شدیدشان نیاز به محافظی در مقابل دید مستقیم دارند. لامپهای قوس کربنی در توانهای بالا کار میکنند، و به نسبت لامپهای ابتدایی دهه ۱۹۲۰ بازده بیشتری داشتند.همچنین آنها منبع نور نقطهای هستند.این مشخصات آنها را برای منابع نوری مورد استفاده در جستجو، نورهای راهنما و نور پرژکتور فیلم مناسب ساخته بود. نیاز مداوم آنها به توجه و تنظیم، و تعویض مداوم میلهها استفاده انها را برای مصارف عادی دشوار ساخت، به همین دلیل از انها در زمانی که نور پرتوان مشابهی وجود نداشت به عنوان منابع نوری پرتوان استفاده میشد. لامپهای قوس کربنی علارغم جایگاه ویژه شان در اواسط جنگ جهانی دوم و بعد از ان از رده خارج شدند.
لامپ تخلیه الکتریکی شامل شیشه یا سیلیکایی است که با دو الکترود فلزی که با گاز از هم جدا شدهاند پوشش داده شدهاست.گازهایی شامل نئون، آرگون، زنون، سدیوم، متال هالید و جیوه. اساس کار این لامپها همانند لامپ قوس کربنی است، اما واژه لامپ قوسی معمولاً به لامپ قوس کربنی اطلاق میشود، بدلیل استفاده از روشهای نوین تخلیه گازی عموماً به این لامپها لامپ تخلیه الکتریکی گفته میشود.در بعضی از انواع لامپ تخلیه الکتریکی ولتاژ بسیار بالایی برای ایجاد قوس مورد استفاده قرار میگیرد.این عمل نیاز به مداری الکترونیکی به نام igniter دارد، که قسمتی از مدار بالاست را تشکیل میدهد.پس از تشکیل قوس، مقاومت داخلی لامپ کاهش مییابد، و بالاست جریان کاری را محدود میکند.بدون بالاست جریانی مازاد عبور خواهد کرد که باعث تخریب سریع لامپ خواهد شد. بعضی از لامپها مقدار کمی نئون دارند که اجازه ایجاد جرقه در ولتاژ عادی را بدون نیاز به igniter میدهد.لامپهای سدیوم کم فشار اینگونه عمل میکنند. سادهترین نوع بالاست تنها یک سلف است، و زمانی که مانند نوردهی خیابانها هزینه در اولویت است مورد استفاده قرار میگیرند، . ممکن است بالانسهای پیشرفته تری برای تولید نوری ثابت در طول عمر لامپ مورد استفاده قرار گیرند، که ممکن است لامپ را با موجی مربعی درایو کنند تا خروجی کاملا بدون پرشی ایجاد کنند و در زمان بروز نقصهای جدی لامپ را خاموش کند.به طور مثال این نوع پیچیده از بالاست در صنایع مربوط به فیلم مورد استفاده قرار میگیرند.
لامپهای رشتهای مدت زیادی است که به عنوان ترمیستورهایی سریع در مدارات الکترونیک مورد استفاده قرار میگرفتند:. تثبیت موج سینوسی اسلاتورها. محافظت ار تویترها (اسپیکرهای سازنده فرکانسهای بالا). تنظیم اتوماتیک کنترل حجم صدا در تلفنهای
معمولا از اشکال زیر برای نشان دادن لامپ در نقشههای الکترونیکی استفاده میشود.
لامپ وسیلهای است تعویض پذیر که برای تبدیل الکتریسیته به نور طراحی شدهاست.این وسیله اکثرا از پایه سرامیکی، فلزی، شیشهای، یا پلاستیکی که اتصال الکتریکی با پایه لامپ را برقرار میکند.این اتصال ممکن است یا یک سرپیچ، دو پایه فلزی با دو فلز کلاه شکل برقرار شود.
محتویات[نهفتن] |



















سوال: الكتريسيته ساكن چگونه است؟
جواب: هر گاه الكتريسيته توليد شده در محل توليد باقي بماند آنرا الكتريسيته ساكن مي نامند.
سوال: الكتريسيته جاري چگونه است؟
جواب: از حركت الكترونها، الكتريسيته جاري به وجود مي آيد






الكتريسيته از كلمه يوناني الكترون به معني كهربا گرفته شده است.چرا كه هرگاه كهربا را با پارچه پشمي مالش دهيم، اجسام سبكي مانند كاه را به خود جذب مي كند.
ماهيت الكتريسيته به دليل وجود بارهاي الكتريكي در اتمهاي ماده است. در نظريه امروزي اتمي، اتم تشكيل يافته است از يك هسته مركزي كه داراي دو نوع ذره پروتون با بار مثبت و نوترون بدون بار است و ذرات بسيار ريزي بنام الكترون با بار منفي كه به دور هسته مي چرخند.
الكتريسيته دو نوع است : الكتريسيته ساكن و الكتريسيته جاري.
س: الكتريسيته ساكن چگونه است؟
ج: هر گاه الكتريسيته توليد شده در محل توليد باقي بماند آنرا الكتريسيته ساكن مي نامند.
س: الكتريسيته جاري چگونه است؟
ج: از حركت الكترونها، الكتريسيته جاري به وجود مي آيد.

ج: چرخش الكترون به دور هسته در اثر وجود نيروي الكتريكي بين آنهاست و نيز بعضي از اجسام تحت شرايط خاصي بر هم نيروي جاذبه يا دافعه الكتريكي وارد مي كنند. عامل اين نيروها به سبب خاصيتي است كه بطور ذاتي در الكترونها وجود دارد. لذا آن كميت فيزيكي كه اين خاصيت را توصيف و بزرگي نيروي حاصل از آنها را تعيين مي كند، بار الكتريكي ناميده مي شود.





